آرشیو برای: "تیر 1393, 10"

عادت 25 ساله

  مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد… نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا… نزدیک بود که چپ کنه… اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد…… بیشتر »

دزد و عارف

دزدی وارد کلبه فقیرانه عارفی شد که کلبه در خارج شهر واقع شده بود عارف بیداربود او جز یک پتو چیزی نداشت . او شب ها نیمی از پتو را زیر خود می انداخت و نیمی دیگر را روی خود می کشید روزها نیز بدن برهنه خویش را با آن می پوشاند. عارف پیر دزد رادید… بیشتر »

حکایت بهلول و آب انگور

  روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب… بیشتر »

تواضع عالم

گویند که زمانی در شهری دو عالم می زیستند . روزی یکی از دو عالم که بسیار پرمدعا بود ? کاسه گندمی بدست گرفت و بر جمعی وارد شد و گفت : این کاسه گندم من هستم ! ( از نظر علم و ... ) و سپس دانه گندمی از آن برداشت و گفت :... و این دانه گندم هم فلان عالم… بیشتر »

لطیفه های ماه رمضونی ...................

به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز ، ماه مبارک رمضان تا پایان مهر ماه تمدید گردید ...... !!! ** مناجات یک آدم تنبل : خدایا ماه رمضان را مانند بازیهای المپیک هر چهار سال یکبار آن هم در یک کشور دیگر بر گزار کن . ** با عرض سلام ، می خواستم برای… بیشتر »